تبلیغات
راز بی کسان-محمدباقر انصاری - یعقوت دلم.../// عارفانی عشقی بابابافر493

یعقوت دلم... عارفانی عشقی بابابافر493

یعقوب توام پس بفرست بوی تنت را

سجاده کنم پهن همه ی پیرهنت را

هرشب به خیالت ،روم عالم رویا
برگنبد دوار ، شنیدم سخنت را

من آمده ام ، حسرت دیدار تو دارم

یک دم بگشا درب بهشت عدنت را

بوسه بزنم هر قدم از خاک رهت را

بر چشم دلم شاد بکن  آمدنت را

درچشم خمارت غزلی گشته نهفته
شاید بسراید  غم دیرین کهنت را

دلخوش از آنم که ببوسم دهنت را

با دل چه بگویم به خدا نبودنت را

خواهی که شوم مست بده جام پیاپی

از مستی تو  مست کنم انجمنت را

یعقوب دلم کور شده ای یار کجایی

ترسم که بمیرم و نبینم چمنت را

پاشیده ام برتن خود ، بوی بدنت را

باقر چو ببوسم لب شیرین شکنت را

   م ب انصاری دزفولی



تاریخ : یکشنبه 2 آبان 1395 | 09:02 ب.ظ | نویسنده : محمد باقر انصاری دزفولی | نظرات

  • paper | آنکولوژی | اخبار وب