فریاد..330
دلگیرم‌ در این شبهای طولانی
در این شبهای سرد و خالی از احساس
در این شبهای غمگین و
 بدور از خنده خورشید
و در تفسیر اوهامم
به گِل ماندم
خَجل ماندم
کدامین حرفهایت را
به گوشِ جان
درون سینه بگذارم
کدامین وعده هایت را
چشم هایت را
عشوه هایت را
کدامین عشقهایت را
و حالا من
در این شب ها
از درون بی صدا  نمی مانم
من امشب با فریاد عشق
می شکنم
سکوت را
تنهایی را
و باهم بودن را صدا می زنم
آهای
بیا با یکدگر باشیم
عاشق و خندان بمانیم
و نوروز و بهاری تازه را باهم
بپای هم گل بیافشانیم                                     
   بهاری دیگر سازیم

#م_ب_انصاری_دزفولی


تاریخ : شنبه 2 تیر 1397 | 08:39 ق.ظ | نویسنده : محمد باقر انصاری دزفولی | نظرات

  • paper | آنکولوژی | اخبار وب