یوسف من..عارفانه های باباباقر524
بر چشم دلم شاد بکن آمدن آمدنت را
 بوسه بزنم هر قدم از خاک رهت را
یعقوب دلم کور شده ای یار کجایی
بفرست برای دل من پیرهنت را
دلخوش به تمنای تو در دام فتادم
ترسم که بمیرم و نبینم چمنت ر
شاید که شدم خاک گل یاسمنت را
تکرار کنم بوی گل نسترنت را
گر فاصله ها تنگ شود بر سر راهم
از دور دو صد بوسه زنم آن بدنت را
دلخوش از آنم که ببوسم دهنت را
یک عمر بپاشم همه جا بوی تنت را

#م_ب_انصاری_دزفولی




تاریخ : سه شنبه 7 آذر 1396 | 12:30 ب.ظ | نویسنده : محمد باقر انصاری دزفولی | نظرات

  • paper | آنکولوژی | اخبار وب